مهران دوستی؛ مردی برای تمام فصول

 

 

 

 

مهران دوستی را با مجله ی بامدادی شناختم سال 1377. بهترین برنامه ی صبحگاهی که تا کنون از رادیو شنیده ام که پنج سال (از سال 75 تا 80) هر روز هفت صبح به صورت زنده بر روی آنتن شبکه ی جوان می رفت.

همان ابتدا نحوه ی اجرا و صدای خاص او مرا جذب برنامه کرد. برنامه ای از گروه اجتماعی که به مسائل مختلف اجتماعی می پرداخت. آنونس آغازین برنامه با آن انرژی خاصی که در آن نهفته بود و سلامهای پر انرژی مهران صبحی شاد و پر انرژی را برای تمام کسانی که با این برنامه صبح را آغاز می کردند به ارمغان می آورد.

خداحافظی ویژه و خاص مهران دوستی در این برنامه علت دیگر جذب من به این برنامه شد:

قربون شما ملت ایران

قربون شما جوونای ایرانی

یا علی مدد خداحافظ

 

به زودی دریافتم این همان صدای آشنایی است که بارها بارها شنیده بودم... در اطلاعیه های ارتش هنگام جنگ با آن مارش پیروزی معروف، گزارش هفتگی، سینما 2 و... اصلا دو سال پیش از آن، یک فیلم کلاسیک از سینما 2 به نام "ملوان دلاور" با بازی اسپنسر تریسی ضبط کرده بودم که نقد و بررسی و معرفی فیلمسازش با صدای او بود. آن فیلم را خیلی دوست داشتم. بخش معرفی فیلمسازش را نیز. آنقدر آن صدا جادویی بود که بی اختیار دوست داشتی حرف بزند و تو بشنوی...

آری. به زودی فهمیدم این همان صدا است. همان صدای مخملی و دلپذیر. و اینگونه رادیو جزئی بسیار مهم از زندگیم شد. جزئی که برنامه ریزی های مهم زندگیم را بر آن بنا نهادم و مهران دوستی گویی عضوی از خانواده ام. آخر شما صدای خواهر و برادر و پدر و مادرتان را هم هر روز نمی شنوید. صدایی که هر روز با یک گیرنده ی کوچک به خانه ی ما می آمد و عطر عشق، امید، زندگی و... را به هوا می پراکند.

از آنجا که بیشتر بچه های ارتباطات طرح های پژوهشی خود را حول محور روزنامه نگاری متمرکز می کنند، وقتی استاد راهنمایم دکتر افخمی (از اساتید برجسته ی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی) موضوع پایان نامه ام را خواند و شاهد زحماتم برای آن طرح پژوهشی شد از من پرسید؟ "مگر برای رادیو کار می کنی که چنین موضوعی سخت را برگزیده ای؟" من پاسخ دادم "خیر!" تعجب کرد و گفت: "همینطوری؟! برای رضای خدا؟" خندیدم و گفتم: "به رادیو علاقه مندم!" و خود بهتر می دانستم علت اصلی این علاقه چیست.

و من از پایان نامه ام با حضور دکتر افخمی (استاد راهنما)، دکتر خانیکی (استاد مشاور) و دکتر مسعودی (استاد داور) با بالاترین نمره دفاع کردم.

 

حالا آن صدا برای همیشه خاموش شده است...

کارشناسان رسانه می دانند که رادیو در تقسیم بندی های رسانه ها، بر خلاف تلویزیون یک رسانه ی گرم است. گرم است چون تخیل آدمی را به جوشش در می آورد... گرم است چون می توانی در حین انجام کارهای دیگر، رادیو و هم گوش دهی... گرم است چون احساس همذات پنداری بیشتری با شخصیتهای رادیویی می کنی.

 

مصداق بارز گرم بودن رادیو، مهران دوستی بود. مردی که سالها سوار بر امواج به خانه های شنوندگانش می رفت و مانند خود آنها با آنها سخن می گفت. گوینده ای که برای شنوندگانش احترام بسیاری قائل بود و هر چقدر مهمانان برنامه اش از اقشار پایین تر جامعه بودند با آنان افتاده تر و پرکرنش تر سخن می گفت و چنان صمیمی با آنان به گفتگو می نشست که آنان را به سرعت با خود همراه و همدل می نمود. برعکس، در برابر مسئولین بسیار قاطع، پرسشگر و مطالبه کننده.

وقتی با خود میوه به استودیو می آورد با صمیمت فراوان به شنونده ها می گفت اجازه بدهید یک سیب بخورم و صدای خش خش کیسه نایلونش به گوش می رسید و گازی که به سیب می زد و آنگاه از فواید میوه و سیب می گفت.

وقتی تشنه می شد می گفت اجازه بدهید آب بخورم و آنگاه صدای ریختن آب در لیوان به گوش می رسید و...

مردمان این سوی رادیو با مهران دوستی زندگی می کردند. با او می خندیدند، با او گریه می کردند و با جادوی خیال به سرزمینهای ناشناخته ی رویا سفر می کردند. مهران دوستی یک انسان تکرار نشدنی در رسانه است و بی جهت نیست که طرفداران و شنوندگان او اینچنین از فقدانش بسوزند.

هیچ گوینده ای تا کنون همه ی قابلیتهای او را به یکجا نداشته است. اجرای همزمان برنامه ها در زمینه های مختلف، اعم از سیاسی، تاریخی، مذهبی، حماسی، شاعرانه، علمی و... و در عین حال محاوره ای به بهترین شکل، از ویژگیهای منحصر به فرد اوست که شاید سالهای سال طول بکشد تا گوینده ای با این ویژگیها متولد شود.

وی در سال 1378 برای اولین بار برنامه ی "تابستان، نه شب، ما هم سلام" را به مدد همین ویژگی منحصر به فردش به شیوه ی MC یا مستر کنترل در شبکه ی جوان رادیوی ایران اجرا کرد؛ یعنی مجری مرکزی. این برنامه، مادر برنامه های دیگر او در رادیو جوان از جمله "پاییزان" "هزار پنجره"، "نشانی" و "کافه رادیو" شد.

 

متاسفانه این صدای زیبا که مظهر زیبایی خداوند بود، به ناگاه در تاریخ دوم خرداد 1394 یعنی حدود بیست روز پیش در سن 58 سالگی برای همیشه خاموش شد و داغی بر دل مردمی گذارد که سالهای سال با صدای او زندگی کرده بودند؛ داغی که به این زودیها التیام نخواهد یافت.

و اینگونه رادیوی ایران یتیم شد...

 

من ختم قرآن امسال خویش در ایام ماه رحمت الهی را به طور ویژه به مهران دوستی تقدیم می کنم. مردی که سالها سوار بر امواج مخملی صدای او ادبیات، هنر، فرهنگ و شاعرانه های سرزمینم را پیموده ام؛

باشد تا بتوانم دین خویش را به این هنرمند بزرگ عرصه ی رسانه ادا کرده باشم.

روحش شاد و یادش گرامی باد...

 

پ. ن: در پستهای بعدی بخشی از متون نوشته و اجرا شده از مهران دوستی را خواهم نوشت.

/ 2 نظر / 25 بازدید
علی شنوایی قناد

من رادیو گوش نمیدم ولی تو تلوزیون صدای اون خدابیامرز رو شنیدم خدا رحمتش کنه صدای خیلی قشنگی داشت