ساعت زندگی...

عکس از مهران دوستی، کاسل آلمان، فروردین 94

چشمانت را ببند. دنیا را با دلت ببین. زیباست؛ در لحظه ای که زندگی می کنی...

 

عکس از مهران دوستی، کاسل آلمان، فروردین 94

حالا چشمانت را باز کن. پرواز را یاد بگیر؛ در ساعتی که زندگی می کنی...

 

عکس از مهران دوستی، کاسل آلمان، فروردین 94

می خندم به دنیا. لبخند می زنم به شادیها و غمها؛ در ساعتی که زندگی می کنم...

 

عکس از مهران دوستی، کاسل آلمان، فروردین 94

به ستایش آب و درخت و زندگی نشسته ام. سایه ای مهربان را میهمانم؛ در ساعتی که زندگی می کنم...

 

عکس از مهران دوستی، کاسل آلمان، فروردین 94

نور را دوست دارم... یار نازنینم در نور مرا مواظب است در ساعتی که زندگی می کنم...

 

 


پاورقی:

از زندگی، نور و نیایش و پرواز می گوید در ساعتی که زندگی می کند... شاید باور کردنش سخت باشد که این عبارات و تصاویر را مهران دوستی دو ماه قبل از کوچ ابدی اش در سفری به آلمان و دیدار از شهر کاسل به نگارش درآورده و ثبت کرده باشد.

البته تا آنجا که مهران دوستی را می شناسم، نگاه او به زندگی همینگونه بود. نگاهی به زندگی و در عین حال نیم نگاهی به پرواز.

مهران دوستی از آن آدمها بود که زندگی و لحظه لحظه اش را ارج می نهاد و با اینحال می دانست این زندگی بسیار کوتاه است و تا نگاه می کنی وقت رفتن می شود. تمامی دلنوشته های او در طول سالها اجرای رادیویی اش مملو از همین کلیدواژه ها است.

امیدوارم روح مهران دوستی قرین رحمت پروردگار باشد چرا که زبانش در رادیو همواره به برشمردن نعمات خداوند و مهربانی اش می چرخید و شک ندارم که خداوند نیز از چشمه ی بی انتهای فضل و رحمت خویش او را سیراب خواهد کرد.

مهران عزیز مرا ببخش که مجبور شدم این عکسها را بدون اجازه ات از صفحه ی اینستاگرامت بردارم. می دانم راضی هستی چون در طول تمامی این سالهای طولانی آشنایی، هرگاه از تو درخواستی می کردم با مهربانی آن را اجابت می کردی. روح بزرگت با بزرگان محشور باد.

/ 2 نظر / 31 بازدید
bassam

سلام اگه وقت داشتید به منم سر بزنید ممنون میشم [نیشخند]

کیانا طلایی

مریم جان پیج فوق العاده ای داری و ممنون از این همه لطف و محبتت به دایی گر آدرس وبلاگ منو به دوستان و طرفداران دایی معرفی کنی ممنون میشم در ضمن وبلاگ رو به روز کردم.